یکی از مهمترین وظایف والدین، مراقبت از امنیت کودک است. بسیاری از پدر و مادرها تصور میکنند امنیت کودک یعنی مراقب باشیم زمین نخورد، با چاقو بازی نکند، به خیابان نرود یا در خانه تنها نماند. این موارد بسیار مهم هستند، اما ایمنی کودک فقط به خطرهای جسمی محدود نمیشود.
کودک باید یاد بگیرد چگونه از بدن، احساسات، وسایل، اطلاعات شخصی و حریم خود مراقبت کند. او باید بداند در برابر رفتارهای خطرناک چه واکنشی نشان دهد، از چه کسانی کمک بگیرد، چه زمانی «نه» بگوید و در چه موقعیتی موضوع را به والدین یا یک بزرگسال قابل اعتماد اطلاع دهد.
آموزش ایمنی به کودک به معنای ترساندن او نیست. هدف این نیست که کودک نسبت به همه آدمها بدبین شود یا همیشه احساس خطر کند. هدف این است که کودک آگاه، هوشیار و توانمند شود؛ یعنی بتواند خطر را بهتر بشناسد و در زمان لازم از خود مراقبت کند.
والدین نقش اصلی را در این آموزش دارند. هیچ مدرسه، کلاس یا برنامه آموزشی نمیتواند جای گفتوگوی آرام و مداوم والدین با کودک را بگیرد.
فرض کنید کودک شما در پارک مشغول بازی است. فردی که او را نمیشناسد، به او نزدیک میشود و میگوید: «بیا کمکت کنم تاب بخوری» یا «بیا این خوراکی را بگیر». کودک ممکن است از روی سادگی، کنجکاوی یا خجالت، به آن فرد اعتماد کند. بعضی کودکان در چنین موقعیتی نمیدانند باید چه کاری انجام دهند. ممکن است فکر کنند اگر جواب ندهند، بیادب هستند.
یا ممکن است کودک در مدرسه، از طرف همکلاسی یا فردی بزرگتر تحت فشار قرار بگیرد کاری انجام دهد که دوست ندارد. مثلاً وسیلهاش را بدهد، رازی را پنهان کند، پیام نامناسبی را در گوشی ببیند یا اجازه دهد کسی وارد حریم شخصی او شود.
در این موقعیتها، کودک فقط با نصیحت کلی مثل «مواظب باش» ایمن نمیشود. او باید دقیق بداند چه چیزی خطرناک است، چه جملهای بگوید، کجا برود و از چه کسی کمک بخواهد.
ایمنی یعنی کودک بتواند از خود در برابر آسیبهای مختلف مراقبت کند. این آسیبها میتوانند جسمی، عاطفی، اجتماعی یا اینترنتی باشند.
ایمنی جسمی شامل مراقبت در خیابان، خانه، مدرسه، پارک و هنگام استفاده از وسایل خطرناک است. ایمنی عاطفی یعنی کودک بداند هیچکس حق ندارد او را بترساند، تحقیر کند یا مجبور به کاری کند که باعث ناراحتی او میشود. ایمنی اجتماعی یعنی کودک بتواند رابطه سالم و ناسالم را تشخیص دهد. ایمنی در فضای مجازی نیز یعنی کودک بداند اطلاعات شخصی، عکس، نشانی خانه، نام مدرسه یا شماره تلفن را نباید با هر کسی در میان بگذارد.
کودک ایمن، کودکی نیست که هیچوقت با خطر روبهرو نشود. کودک ایمن، کودکی است که برای روبهرو شدن با خطر آموزش دیده است.
کودکان معمولاً ساده، مهربان و زودباور هستند. این ویژگیها طبیعی و بخشی از رشد آنهاست. اما همین ویژگیها ممکن است آنها را در برابر بعضی آسیبها ناتوان کند. کودک ممکن است نتواند نیت بد دیگران را تشخیص دهد. ممکن است از گفتن «نه» خجالت بکشد یا بترسد بزرگترها از او ناراحت شوند. آموزش ایمنی به کودک کمک میکند:
وقتی والدین درباره ایمنی با کودک صحبت میکنند، کودک احساس میکند خانه جای امنی برای گفتن نگرانیهاست. در نتیجه اگر اتفاقی بیفتد، احتمال بیشتری دارد موضوع را پنهان نکند و با والدین در میان بگذارد.
اگر کودک شما بعضی از رفتارهای زیر را دارد، بهتر است آموزش ایمنی را جدیتر و منظمتر دنبال کنید:
این نشانهها به معنای بد بودن کودک نیست. اینها فقط نشان میدهند کودک هنوز مهارت کافی برای مراقبت از خود را یاد نگرفته است.
کودک باید بداند بدن او محترم است. هیچکس حق ندارد بدون اجازه، بدن او را لمس کند؛ حتی اگر آن فرد آشنا باشد. به کودک یاد بدهید بعضی قسمتهای بدن خصوصی هستند و دیگران نباید آنها را ببینند یا لمس کنند، مگر در شرایط خاص مانند معاینه پزشک و آن هم با حضور والدین.
به جای ترساندن کودک، ساده و روشن صحبت کنید. مثلاً بگویید:
«بدن تو برای خودت است. اگر کسی کاری کرد که ناراحت شدی، باید سریع به من بگویی.»
بسیاری از والدین از کودک انتظار دارند همیشه مطیع باشد. اما کودکی که هیچوقت اجازه نه گفتن ندارد، در بیرون از خانه هم نمیتواند در برابر درخواستهای نادرست مقاومت کند.
اگر کودک نمیخواهد کسی او را ببوسد، بغل کند یا وسیله شخصیاش را بردارد، به او حق بدهید. ادب مهم است، اما حفظ حریم از ادب مهمتر است. میتوان به کودک یاد داد محترمانه بگوید: «نه، دوست ندارم.» «لطفاً این کار را نکن.» «من باید از مامان یا بابا بپرسم.»
کودک باید بداند در زمان خطر میتواند از چه کسانی کمک بگیرد. فقط گفتن اینکه «از بزرگترها کمک بگیر» کافی نیست. باید افراد امن مشخص شوند. مثلاً به کودک بگویید:
بهتر است همراه کودک فهرستی از افراد امن تهیه کنید و هر چند وقت یکبار آن را مرور کنید.
رمز ایمنی یک کلمه یا جمله کوتاه است که فقط اعضای خانواده آن را میدانند. اگر روزی فردی به کودک گفت «مامانت گفته با من بیا»، کودک باید از او رمز را بپرسد. اگر آن فرد رمز را نمیدانست، کودک نباید با او برود.
رمز باید ساده باشد، اما قابل حدس نباشد. مثلاً نام غذای مورد علاقه یا یک کلمه خانوادگی خاص. به کودک آموزش دهید این رمز را به هیچکس نگوید.
اگر کودک مسیر خانه تا مدرسه یا خانه تا مغازه را طی میکند، فقط یکبار توضیح دادن کافی نیست. با او مسیر را بروید، مکانهای امن را نشان دهید و بگویید اگر احساس خطر کرد به کجا برود. مثلاً:
تمرین عملی بسیار مؤثرتر از نصیحت است.
امروزه بخشی از ایمنی کودک به تلفن همراه، بازیهای آنلاین و اینترنت مربوط است. کودک باید بداند همه کسانی که در اینترنت با او مهربان حرف میزنند، قابل اعتماد نیستند. به کودک یاد بدهید:
اگر کودک موضوعی ناراحتکننده را با شما در میان گذاشت، حتی اگر اشتباه کرده بود، ابتدا آرام بمانید. اگر در همان لحظه داد بزنید، سرزنش کنید یا گوشی را ناگهانی بگیرید، کودک دفعه بعد پنهانکاری میکند.
اول بگویید: «خیلی خوب کردی که به من گفتی.» بعد درباره راهحل صحبت کنید.
بعضی رفتارهای والدین، با وجود نیت خوب، آموزش ایمنی را سختتر میکند:
ایمنی زمانی بهتر آموزش داده میشود که والدین هم مهربان باشند و هم قاطع.
آموزش ایمنی به کودک یکی از مهمترین بخشهای تربیت است. کودک باید یاد بگیرد بدن، احساسات، اطلاعات و حریم او ارزشمند است. او باید بداند حق دارد نه بگوید، کمک بخواهد و هر موضوع نگرانکنندهای را با والدین در میان بگذارد.
با گفتوگوی آرام، تمرینهای ساده، معرفی افراد امن و ایجاد رابطهای پر از اعتماد، میتوان کودکی آگاهتر، قویتر و ایمنتر تربیت کرد.
فرآموز، یک مرکز آموزشی پیشرو تحت نظارت و حمایت اداره کل سلامت شهرداری تهران است که با هدف توانمندسازی نسل آیندهساز جامعه تأسیس شد. ما در فرآموز بر این باوریم که آموزشهای کاربردی و مهارتمحور، کلید اصلی پرورش شهروندانی خلاق، مسئولیتپذیر و توانمند است
خدمات مشتریان
خدمات ما
مرکز پشتیبانی
دسترسی سریع