تصور کنید دو کودک همسن در یک کلاس درس مینشینند. هر دو نمره بدی میگیرند. یکی گریه میکند، دفترش را پاره میکند و تا هفتهها از مدرسه متنفر میشود. دیگری ناراحت میشود، اما فردا صبح با یک برنامه جدید برای مطالعه بیشتر سر کلاس مینشیند.
تفاوت این دو کودک نه در هوش است، نه در شانس. تفاوت در تابآوری است.
تابآوری در کودکان یعنی توانایی بازگشت به تعادل پس از فشار، شکست یا تغییر. این مهارت نه یک ویژگی ذاتی است که یا داری یا نداری، بلکه مثل عضلهای است که با تمرین رشد میکند. و بهترین زمان برای تمرین؟ دقیقاً همین سالهای کودکی.
بسیاری از والدین تمام انرژیشان را صرف حذف موانع از مسیر فرزندشان میکنند. اما این رویکرد یک مشکل اساسی دارد: شما نمیتوانید همیشه آنجا باشید.
روزی میرسد که کودک شما باید تنها با شکست، رد شدن، از دست دادن یا ناکامی روبرو شود. اگر تا آن روز هرگز این تجربه را نداشته باشد، مغزش ابزار لازم برای پردازش آن را ندارد.
تحقیقات روانشناسی نشان میدهد کودکانی که تابآوری بالاتری دارند:
مغز کودک از همان ابتدا برای حل مسئله طراحی شده است. نوزادی که گریه میکند تا توجه جلب کند، دارد مسئلهای را حل میکند. اما وقتی اضطراب یا فشار وارد میشود، این توانایی کاهش مییابد.
کودکی که یاد گرفته مسائل را خودش حل کند، در برابر چالشهای بزرگتر هم کمتر احساس درماندگی میکند.
خودتنظیمی یعنی توانایی مدیریت احساسات، تمرکز بر هدف و تحمل ناکامی. این مهارت پایهایترین سنگبنای تابآوری است. کودکی که نمیتواند احساساتش را مدیریت کند، در اولین برخورد با مشکل از پا در میآید.
کودکی که میداند یک بزرگسال دلسوز پشتش است، جرئت بیشتری برای آزمایش کردن و شکست خوردن دارد. این احساس امنیت پایهای است که از آن، تابآوری رشد میکند.
قبل از هر برنامهریزی، باید بدانید الان کجا ایستادهاید. کودک تابآور معمولاً:
عوامل قابل تغییر (محیطی)
سبک فرزندپروری: والدینی که حمایت میکنند اما کنترل نمیکنند، فرزندانی تابآورتر دارند. تفاوت بین این دو مهم است: حمایت یعنی «من اینجام اگه کمک خواستی»، کنترل یعنی «بذار خودم انجامش بدم».
فضای خانه: خانهای که در آن اشتباه کردن طبیعی است، جایی است که تابآوری رشد میکند. اگر کودک بترسد که با هر شکستی مورد انتقاد قرار بگیرد، ریسک نمیکند. و کسی که ریسک نمیکند، یاد نمیگیرد.
الگوی بزرگسالان: کودکان بیشتر از آنچه بشنوند، میبینند. وقتی شما با مشکلاتتان چطور کنار میآیید؟
عوامل کمتر قابل تغییر (ژنتیکی)
برخی کودکان بهطور طبیعی انعطافپذیرتر هستند. این واقعیت را بپذیرید و بهجای مقایسه، روی پیشرفت فردی فرزندتان تمرکز کنید.
این سختترین کار است. وقتی میبینید فرزندتان دارد اشتباه میکند، غریزهتان میگوید جلوش را بگیرید. اما اگر تکلیف اشتباهش را تصحیح کنید، اگر اسباببازی شکستهاش را بدون اینکه بخواهد تعمیر کنید، اگر همیشه قبل از اینکه گریه کند مشکلش را حل کنید، دارید پیامی میفرستید: «تو بهتنهایی نمیتوانی.»
چه کار کنید: بگذارید تکلیف اشتباه را تحویل بدهد. بعد از دریافت نمره، با هم بنشینید و بپرسید: «به نظرت کجا اشتباه کردی؟ دفعه بعد چطور میتونی بهتر عمل کنی؟»
«آفرین که ۲۰ گرفتی» پیام میدهد که ارزش تو به نمرهات است. «آفرین که اینقدر تلاش کردی» پیام میدهد که ارزش تو به پشتکارت است.
کودکی که یاد میگیرد تلاش ارزشمند است، بعد از شکست دوباره تلاش میکند. کودکی که فقط برای نتیجه تشویق شده، بعد از شکست انگیزهاش را از دست میدهد.
وقتی کودک ناراحت است، اولین کار این نیست که مشکل را حل کنید. اول احساسش را ببینید:
«میبینم که خیلی ناراحتی. این طبیعیه. میخوای بگی چی شده؟»
این کار دو اتفاق مهم میاندازد: کودک یاد میگیرد احساساتش را بشناسد و نام ببرد، و یاد میگیرد که احساسات منفی هم قابل تحمل هستند.
وقتی کودک میگوید «من نمیتونم»، این را نشنیده نگیرید. اما همزمان به او کمک کنید جمله را بازنویسی کند:
«نمیتونم» ← «هنوز یاد نگرفتم»
«همه ازم متنفرن» ← «الان دوست پیدا کردن سخته، ولی ممکنه»
این تغییر کوچک در زبان، تغییر بزرگی در ذهنیت ایجاد میکند.
هر کاری که کودک میتواند خودش انجام دهد، بگذارید خودش انجام دهد. لباس پوشیدن، انتخاب ناهار، تصمیمگیری درباره برنامه بعدازظهر. این تصمیمهای کوچک، عضله استقلال را قوی میکنند.
هر شب قبل از خواب، هر نفر سه چیز خوب از روزش بگوید. این تمرین ساده مغز را تربیت میکند که بهجای تمرکز روی مشکلات، دنبال نکات مثبت بگردد. و این دقیقاً همان چیزی است که در روزهای سخت به کودک کمک میکند.
وقتی مشکلی دارید، بلند بگویید چطور با آن کنار میآیید:
«امروز سر کار یه اتفاق ناراحتکننده افتاد. اول خیلی عصبانی شدم. بعد نشستم فکر کردم چیکار میتونم بکنم.»
این مدلسازی، قویترین آموزشی است که میتوانید بدهید.
تابآوری در فضای امنیت رشد میکند. کودکی که در معرض خشونت، بیثباتی یا بیتوجهی مزمن است، انرژیاش صرف بقا میشود، نه رشد. پایه همه چیز، احساس امنیت است.
لگو و ساختنیها: کودک هدف میگذارد، شکست میخورد، دوباره امتحان میکند. این چرخه در قالب بازی، دقیقاً همان چیزی است که تابآوری میسازد.
بازی حل مسئله: یک مشکل واقعی و ساده مطرح کنید. مثلاً: «گلدانها رو تو سرما چیکار کنیم؟» بگذارید کودک راهحلهای مختلف پیشنهاد بدهد. هر پیشنهادی را جدی بگیرید.
داستان و احساسات: کتاب بخوانید و بپرسید: «به نظرت این شخصیت الان چه احساسی داره؟ اگه جای اون بودی چیکار میکردی؟»
پیادهروی اعتماد: کودکان را دو نفره کنید. یکی چشمبند میزند، دیگری هدایتش میکند. بعد جای هم را عوض میکنند. این بازی اعتماد، همدلی و تحمل آسیبپذیری را با هم تمرین میدهد.
حلقه تحسین: کودکان در دایره مینشینند. هر کس یک نفر دیگر را بهخاطر یک رفتار خوب (نه ظاهر) تحسین میکند. این بازی هم دادن و هم گرفتن تعریف را تمرین میدهد.
کودک تابآور نه کودکی است که هرگز اشک نمیریزد، بلکه کودکی است که میداند طوفان احساسات منفی میگذرد؛ اشتباهاتش را میپذیرد بدون اینکه هویتش را زیر سؤال ببرد، از هر شکست درس میگیرد، بیهیچ غروری دست کمکخواهی دراز میکند و موفقیت دیگران را نه تهدید، بلکه امکان میبیند.
هیچ والدینی نمیخواهند فرزندشان رنج بکشد. اما تفاوت بین رنجی که میشکند و رنجی که میسازد، در آمادگی قبلی است.
وقتی به فرزندتان اجازه میدهید شکست بخورد، وقتی احساساتش را میبینید، وقتی تلاشش را ارزش میگذارید، دارید چیزی میسازید که هیچ مدرسهای نمیتواند بسازد: یک انسان که میداند از پس زندگی برمیآید.
این بزرگترین هدیهای است که میتوانید بدهید.
فرآموز، یک مرکز آموزشی پیشرو تحت نظارت و حمایت اداره کل سلامت شهرداری تهران است که با هدف توانمندسازی نسل آیندهساز جامعه تأسیس شد. ما در فرآموز بر این باوریم که آموزشهای کاربردی و مهارتمحور، کلید اصلی پرورش شهروندانی خلاق، مسئولیتپذیر و توانمند است
خدمات مشتریان
خدمات ما
مرکز پشتیبانی
دسترسی سریع