مقابله با هیجانات، توانایی حیاتی برای سلامت روان و روابط اجتماعی موفق است. در این بخش، کودکان میآموزند چگونه احساسات خود را شناسایی کنند، آنها را به شیوهای سالم ابراز نمایند و هیجانات منفی را مدیریت کنند. از طریق تکنیکهای آرامسازی، بازیهای نقش و فعالیتهای هنری، آنها ابزارهای عملی برای کنترل خشم، کاهش اضطراب و بیان مناسب احساسات را تمرین میکنند.
تنظیم هیجان یا همان emotional regulation توانایی شناسایی، درک و مدیریت احساسات در موقعیتهای مختلف است. این مهارت شامل توانایی آرام کردن خود پس از ناراحتی، کنترل خشم بدون واکنشهای مخرب، و تطبیق با تغییرات غیرمنتظره میشود.
کودکی که این مهارت را دارد، نه فقط با والدین، بلکه با همسالان، معلمان و در آینده با همکارانش هم بهتر کنار میآید. پژوهشهای روانشناسی نشان میدهد مهارت تنظیم هیجان پیشبینیکنندهای قویتر از هوش شناختی برای موفقیت تحصیلی و اجتماعی است.
توانایی کودکان در شناسایی و مدیریت احساسات، نه تنها به سلامت روان آنها کمک میکند، بلکه امکان برقراری روابط بهتر با دیگران را هم فراهم میآورد. دکتر جان گاتمن، روانشناس و پژوهشگر روابط انسانی
دلایل متعددی وجود دارد. بخشی از آن به خلقوخوی ذاتی کودک برمیگردد؛ برخی نوزادان از همان ابتدا در آرام کردن خود با چالش بیشتری روبرو هستند. بخش دیگر را محیط و سبک فرزندپروری شکل میدهد.
نکته مهم برای والدین: وقتی هر بار با قشقرق کودک تسلیم میشوید یا خودتان نقش «تنظیمکننده هیجان» را بر عهده میگیرید، کودک یاد میگیرد این مسئولیت را به دیگران واگذار کند. این الگو اگر تکرار شود، تبدیل به عادتی پایدار میشود.
کودکانی که دچار اختلال کمتوجهی (ADHD) یا اضطراب هستند نیز معمولاً در این حوزه با چالشهای بیشتری روبرو هستند و نیاز به حمایت ساختارمندتری دارند.
مغز کودک در مراحل مختلف رشد تواناییهای متفاوتی دارد. آموزش باید متناسب با همان مرحله باشد.
۰ تا ۳ سال پایهگذاری زبان هیجانی: در این سن کودک احساسات را تجربه میکند اما هنوز کلمهای برای آنها ندارد. کمک شما در این مرحله این است که احساساتش را برایش نام ببرید. مثلاً بگویید «میبینم که ناراحتی» یا «الان هیجانزدهای». بازی، آواز و عروسکبازی هم ابزارهای خوبی برای کشف هیجانات هستند.
۳ تا ۸ سال شناسایی و تمرین: در این دوره کودک میتواند احساسات را بشناسد و نام ببرد. درباره احساسات شخصیتهای کارتون یا کتاب صحبت کنید. نقشبازی، نقاشی و رقص هم به تخلیه سالم هیجانات کمک میکنند.
۱۲ تا ۱۸ سال آگاهی از بدن و انتخاب آگاهانه: نوجوانان هیجانات شدیدتری را تجربه میکنند اما لزوماً ابزار مدیریت آنها را ندارند. به آنها کمک کنید علائم فیزیکی هیجان را در بدنشان تشخیص دهند مثل تند شدن ضربان قلب یا داغ شدن صورت. مدیتیشن و ذهنآگاهی در این سن بسیار موثر است.
به جای اینکه بگویید «گریه نکن»، بگویید «میبینم که ناراحتی. این احساس خوبی نیست، میفهمم». نامگذاری احساس، شدت آن را کاهش میدهد و به کودک یاد میدهد که احساساتش طبیعی هستند.
به کودکان کوچکتر بگویید «پیتزا بو کن» — از بینی نفس بکشند و از دهان فوت کنند انگار پیتزا را خنک میکنند. این تکنیک ساده اما موثر، سیستم عصبی را آرام میکند و برای همه سنین کاربرد دارد.
یک جعبه کوچک با وسایل انتخابی خود کودک آماده کنید: یک توپ نرم، رنگآمیزی، لوسیون خوشبو یا هر چیزی که حواسش را مثبت درگیر کند. این جعبه احساس کنترل را به او میدهد و یادآور میشود که راهحل دارد.
از موقعیتهای دشوار فرار نکنید؛ در کنارشان باشید. مثال: اگر تکلیف ریاضی کودک را ناراحت میکند، یک مسئله را با هم حل کنید و بقیه را خودش انجام دهد. در فاصلههای مشخص وضعیتش را بررسی کنید و تلاشش را تحسین کنید.
فعالیت بدنی منظم — چه دویدن، چه یوگا، چه بازی فوتبال — یکی از موثرترین روشهای تنظیم هیجان در کودکان است. انرژی منفی مسیر بیرونرفت پیدا میکند و خلقوخو بهتر میشود.
وقتی کودک با خودش منفی صحبت میکند، بپرسید «اگر دوستت این مشکل را داشت، بهش چی میگفتی؟» سپس همان جملات مهربان را برای خودش هم تشویقش کنید که به کار ببرد.
به کودک بگویید «وقتی من در ترافیک گیر میکنم، قلبم تند میزند. آنوقت سعی میکنم روی یک چیز خوب تمرکز کنم.» الگوبرداری از والد، قویترین ابزار آموزشی است که هیچ کتابی جای آن را نمیگیرد.
بسیاری از والدین با نیت خوب، بدون اینکه بدانند، یادگیری مدیریت هیجان را سختتر میکنند. این الگوها را بشناسید:
گفتن «گریه نکن، مهم نیست» پیام میدهد که احساساتش اشتباه هستند. تسلیم شدن فقط برای تموم کردن قشقرق، به کودک میآموزد که با شدت بیشتر میتواند به خواستهاش برسد. حل کردن همه مشکلات قبل از اینکه کودک تلاش کند، فرصت یادگیری را از او میگیرد. انتقاد کردن در لحظه اوج هیجان هم هیچ تاثیری ندارد مغز در آن لحظه آماده یادگیری نیست.
یادتان باشد: صحبت درباره هیجانات در لحظهای که کودک در اوج ناراحتی است موثر نیست. یا قبل از آن وارد شوید، یا صبر کنید تا طوفان فروکش کند.
اگر کودک همیشه هیجانی بوده، جای نگرانی خاصی نیست و با روشهای بالا میتوان کمکش کرد. اما در این موارد مشاوره با روانشناس کودک ضروری است:
مدیریت هیجان مهارتی است که با تمرین، صبر و الگوی درست والدین شکل میگیرد. نه یکشبه، نه با تنبیه، و نه با نادیده گرفتن احساسات. هر قدم کوچکی که برمیدارید، سرمایهگذاری در آینده فرزندتان است.
شما هم تجربهای در این زمینه دارید؟ در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.
فرآموز، یک مرکز آموزشی پیشرو تحت نظارت و حمایت اداره کل سلامت شهرداری تهران است که با هدف توانمندسازی نسل آیندهساز جامعه تأسیس شد. ما در فرآموز بر این باوریم که آموزشهای کاربردی و مهارتمحور، کلید اصلی پرورش شهروندانی خلاق، مسئولیتپذیر و توانمند است
خدمات مشتریان
خدمات ما
مرکز پشتیبانی
دسترسی سریع